زندان اوین در تهران – تاریخچه، موقعیت و ناگفته ها

زندان اوین در تهران
زندان اوین در تهران، نامی آشنا و پرسابقه در تاریخ معاصر ایران است که به عنوان بزرگترین زندان مختص زندانیان سیاسی و جرایم امنیتی شناخته می شود. این مجموعه، واقع در محله ای خوش آب و هوا در شمال تهران، از دیرباز نمادی از جدال بر سر قدرت و آزادی بوده و همواره در کانون توجه افکار عمومی، رسانه ها و سازمان های حقوق بشری قرار داشته است. شهرت اوین فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران رفته و آن را به قلعه باستیل ایران تشبیه کرده اند؛ این تشبیه به زندان مشهور فرانسوی اشاره دارد که رژیم های پادشاهی پیشین فرانسه برای حبس مخالفان خود به کار می بردند. زندان اوین به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود در دامنه کوه های البرز و دور از هیاهوی مرکز شهر، فضایی ایزوله و نفوذناپذیر را تداعی می کند. این زندان نه تنها یک سازه فیزیکی، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از حافظه تاریخی ملت ایران و نمادی پررنگ در تصور سیاسی بسیاری از ایرانیان است که حکایت از مقاومت ها، سرکوب ها و فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی دارد. موقعیت زندان اوین، واقع در محله اوین در شهرستان شمیرانات، شمال استان تهران (بزرگراه یادگار امام، بهرود)، آن را در یک نقطه استراتژیک از پایتخت قرار داده است.
مقدمه: معرفی جامع زندان اوین
زندان اوین در تهران، بیش از یک مکان حبس، به محوری برای درک تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر ایران تبدیل شده است. این زندان به دلیل جایگاه ویژه خود در نگهداری زندانیان سیاسی و امنیتی، همواره محل بحث و جدل بوده است. از زمان تأسیس تا به امروز، نام اوین با مفاهیمی چون مقاومت، آزادی خواهی و در عین حال سرکوب و نقض حقوق بشر گره خورده است. روایاتی که از پشت دیوارهای بلند آن به بیرون درز کرده، تصویری پیچیده و گاه دردناک از آنچه بر زندانیان و جامعه گذشته، ارائه می دهد.
این زندان که در افکار عمومی به قلعه باستیل ایران شهرت یافته، نه تنها به دلیل ابعاد فیزیکی و امنیتی، بلکه به خاطر نقش محوری اش در رویدادهای تاریخی مهم، نمادی از حکمرانی در ایران محسوب می شود. موقعیت جغرافیایی آن در شمال تهران، در محله اوین و به دور از مناطق پرجمعیت، به حس مرموز بودن و دسترس ناپذیری آن می افزاید. برای بسیاری، زندان اوین صرفاً یک ساختمان نیست، بلکه یادآور دوره های مختلف مبارزات سیاسی و اجتماعی است؛ جایی که سرنوشت بسیاری از فعالان، روشنفکران و مخالفان رقم خورده است.
درک اهمیت زندان اوین مستلزم بررسی دقیق پیشینه، ساختار، وضعیت کنونی و حوادث برجسته ای است که در آن رخ داده است. این بررسی ما را با ابعاد مختلف یک نهاد حکومتی آشنا می کند که همواره در مرکز توجه ملی و بین المللی قرار داشته است و تأثیری عمیق بر تاریخچه زندان اوین و جامعه ایران گذاشته است. از همین رو، شناخت این زندان به مثابه یک پرونده تاریخی گشوده، برای هر پژوهشگر، فعال حقوق بشر و شهروند علاقه مند به تاریخ معاصر ایران ضروری به نظر می رسد.
پیشینه و تاریخچه زندان اوین
تاسیس در دوره پهلوی
داستان تأسیس زندان اوین در تهران به دهه ۱۳۴۰ شمسی بازمی گردد، زمانی که ایران تحت حاکمیت پهلوی دوم بود. آغاز ساخت این زندان در زمینی به مساحت چهل هکتار، که پیش تر متعلق به سید ضیاءالدین طباطبایی یزدی، از رجال سیاسی اوایل قرن بیستم، بود، کلید خورد. طرح معماری این مجموعه به دست امیر نصرت منقح و تیم معماری او به شکلی مدرن و با توجه به معیارهای امنیتی آن زمان انجام پذیرفت. سرانجام، در سال ۱۳۵۰، این زندان با هدف نگهداری زندانیان سیاسی و امنیتی افتتاح شد و بلافاصله تحت نظارت مستقیم سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) قرار گرفت.
ساختمان اولیه زندان اوین با بیست سلول انفرادی و دو بند عمومی طراحی شده بود که ظرفیت اسمی آن برای نگهداری حدود ۳۲۰ نفر بود. اما با گذشت زمان و افزایش نیاز ساواک به فضایی گسترده تر برای حبس مخالفان، این مجموعه توسعه یافت. تا سال های پایانی رژیم پهلوی، تعداد سلول های انفرادی در بند ۲۰۹ به یک صد سلول افزایش یافت. بند ۲۰۹ که خود ساختمانی سه طبقه بود، شامل شش اتاق بازجویی در زیرزمین خود بود که نشان دهنده ماهیت امنیتی و بازجویی محور آن بود. همچنین، یک حیاط اعدام، یک دادگاه اختصاصی و بندهای جداگانه برای زنان و زندانیان عادی نیز به مجموعه اضافه شد. این توسعه ها ظرفیت اسمی زندان را به بیش از ۱۵۰۰ نفر رساند، اما اغلب اوقات، تعداد واقعی زندانیان به مراتب فراتر از این ظرفیت بود که خود نشانه ای از وضعیت سیاسی آن دوران به شمار می رفت.
مقایسه اوین با سایر زندان های آن دوره نشان می دهد که هرچند اوین از نظر سخت گیری با زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی، شرایط به مراتب دشوارتری داشت، اما از لحاظ امکانات رفاهی اولیه مانند غذا و سرویس های بهداشتی، وضعیت بهتری را نسبت به برخی زندان های دیگر ارائه می داد. در طول دوران پهلوی، بسیاری از شخصیت های برجسته مذهبی، سیاسی و اجتماعی همچون احمد مفتی زاده، هاشمی رفسنجانی، مسعود رجوی و خسرو گلسرخی، دوره هایی از حبس خود را در زندان اوین سپری کردند. یکی از حوادث مهم این دوران، اعدام های فروردین ۱۳۵۴ بود که طی آن اعضای سازمان چریک های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق، با وجود داشتن احکام زندان، در تپه های اطراف اوین به جوخه اعدام سپرده شدند. بر خلاف زندان قصر که شاهد فرار چندین زندانی بود، هیچ زندانی موفق به فرار از زندان اوین نشد که گواه بر امنیت بسیار بالای این مجموعه بود.
نقش و جایگاه در جمهوری اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، زندان اوین که پیش تر نمادی از سرکوب رژیم پهلوی بود، نه تنها تعطیل نشد، بلکه کاربری آن در دوره ای دگرگون شد و سپس دوباره به عنوان مرکزی برای نگهداری زندانیان سیاسی و امنیتی، این بار تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، به کار خود ادامه داد. با این تغییر، اوین به سرعت به نمادی جدید از دستگاه سرکوب و عدم تحمل مخالفان تبدیل شد. این زندان جایگاه ویژه ای در تصور سیاسی بسیاری از ایرانیان پیدا کرد و به مثابه نمادی از قدرت و نادیده گرفتن صدای مخالفان، در اذهان باقی ماند.
در دوران جمهوری اسلامی، دلایل بازداشت و حبس در اوین گسترده تر شد و شامل مخالفت سیاسی آشکار، فعالیت های اجتماعی و مدنی، اتهامات جاسوسی (اعم از واقعی و ادعایی) و همچنین باورهای مذهبی می شد. پیروان اقلیت های مذهبی، به ویژه جامعه بهائیان و مسیحیان تبشیری، به کرات در این زندان نگهداری شده اند. علاوه بر شهروندان ایرانی، زندان اوین میزبان شماری از شهروندان خارجی نیز بوده است. روزنامه نگارانی چون چچلیا سالا، خبرنگار ایتالیایی، و دیگر اتباع خارجی که به دلایل مختلف در اوین بازداشت شده اند، اغلب به عنوان اهرم های سیاسی در مذاکرات بین المللی ایران مورد استفاده قرار گرفته اند. این رویکرد، ابعاد پیچیده و گاه بحث برانگیز نقش زندان اوین در سیاست خارجی و داخلی ایران را آشکار می سازد.
ساختار و بندهای زندان اوین
زندان اوین در تهران از ساختاری پیچیده و چندلایه برخوردار است که شامل بندهای عمومی تحت نظارت قوه قضائیه و بازداشتگاه های فوق محرمانه تحت اداره نهادهای امنیتی می شود. این تقسیم بندی، نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از نظر نوع زندانیان، شرایط نگهداری و سطح نظارت، تفاوت های اساسی دارد.
بندهای تحت نظارت قوه قضائیه
بندهای عمومی زندان اوین، مانند بند ۶ که قبلاً با نام بند ۳۵۰ سیاسی شناخته می شد، مستقیماً زیر نظر قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران اداره می شوند. بند ۳۵۰ اوین که سابقاً مهم ترین بخش برای زندانیان سیاسی بود، ساختمانی دو طبقه داشت که در میان آن حیاطی مربع شکل قرار گرفته بود. دو ضلع این مربع به اتاق های نگهداری زندانیان اختصاص داشت که تعداد آن ها در هر طبقه به هفت اتاق می رسید. دستشویی ها و حمام های بند در یکی دیگر از اضلاع آن تعبیه شده بود. هر اتاق تقریباً شش متر در شش متر بود و تعداد متغیری از زندانیان را در خود جای می داد. زندگی روزمره در این بندها شامل فعالیت هایی مانند صرف غذا دور سفره های پلاستیکی و بر روی زمین بود و خدمات نظافتی و پذیرایی به صورت دوره ای توسط خود زندانیان انجام می شد؛ کسی که عهده دار این خدمات برای ۲۴ ساعت بود، اصطلاحاً «شهردار» خوانده می شد. در هر بند نیز یکی از زندانیان، موسوم به «وکیل بند»، به عنوان رابط اصلی با زندان بانان عمل می کرد.
در بندهای عمومی، امکانات محدودی مانند فروشگاه کوچکی برای خرید مواد غذایی ساده نظیر بیسکوئیت، خرما و تخم مرغ وجود دارد. ملاقات با اعضای درجه اول خانواده معمولاً هفته ای یک بار و از پشت شیشه انجام می پذیرد. ادعاهایی مبنی بر مجهز بودن کتابخانه زندان اوین به عنوان یکی از مجهزترین کتابخانه ها در میان زندان های ایران نیز مطرح شده است.
از دیگر بندهای قابل توجه می توان به بند ۷ اشاره کرد که عمدتاً به زندانیان با جرایم مالی اختصاص دارد و به «باکیفیت ترین بند» در کشور معروف است. این بند دارای ۷ سالن با ظرفیت اسمی هر کدام ۲۰۰ زندانی است که گاهی پذیرای بیش از ۷۰۰ نفر نیز بوده است. در این بند، سالن های اختصاصی مانند «سالن جهاد» برای زندانیان شاغل در بخش های خدماتی و تأسیساتی و «سالن ۱۲» برای زندانیان با اتهامات جاسوسی و امنیتی وجود دارد.
بند ۸ زندان اوین که سابقاً به «تبعیدگاه» این زندان شهرت داشت، در حال حاضر محل نگهداری زندانیان سیاسی است. ساختمان این بند در اصل برای زندان ساخته نشده بود و پیش از انقلاب ۱۳۵۷، ساختمان اداری زندان اوین بود که پس از انقلاب به دادگاه انقلاب تبدیل شد و پس از انتقال دادگاه، به صورت بندی در کنار بند ۷ درآمد. بند ۴ نیز محل نگهداری بخشی از زندانیان سیاسی-عقیدتی و همچنین چهره های مشهور اختلاس مالی و اقتصادی است.
واقعه تلخ «پنج شنبه سیاه اوین» در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ که با یورش گارد زندان به بند ۳۵۰ همراه بود، منجر به ضرب و شتم و انتقال بسیاری از زندانیان سیاسی-عقیدتی این بند به سایر بندهای اوین و حتی دیگر زندان ها شد. سرانجام، بند ۳۵۰ تعطیل و به بند کارگری تبدیل گردید که این تغییر کاربری، فصلی جدید در ساختار زندان اوین رقم زد و یادآور لحظات سختی برای زندانیان آن دوران است.
بازداشتگاه های تحت نظارت نهادهای امنیتی (فوق محرمانه)
در کنار بندهای عمومی، زندان اوین شامل بازداشتگاه های فوق محرمانه و بسیار امنیتی نیز می شود که تحت نظارت مستقیم قوه قضائیه نیستند و توسط نهادهای امنیتی اداره می گردند. این بندها که ماهیتی کاملاً سری دارند، شرایط ویژه ای را بر زندانیان اعمال می کنند و از دسترس نظارت های معمول خارج هستند.
یکی از این بازداشتگاه ها، بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات است که دارای سلول های انفرادی و همچنین سوئیت های چندنفره است. این بند به دلیل ماهیت سری و غیررسمی خود شهرت دارد و زندانیان سیاسی-امنیتی خاص در آن نگهداری می شوند. شرایط بازجویی و حبس در این بند، همواره موضوع گزارش ها و نگرانی های سازمان های حقوق بشری بوده است.
بند ۲۴۰ نیز از دیگر بازداشتگاه های تحت کنترل وزارت اطلاعات است. این بازداشتگاه شامل چندین طبقه است که هر طبقه دارای راهرویی طولانی با سلول هایی در دو طرف است. در هر سلول، دریچه ای کوچک و در پایین، دریچه ای مانند صندوق پست تعبیه شده است. سلول ها تقریباً ۸ متر مربع وسعت دارند و درون هر سلول، دستشویی و دوش آب با پرده ای از فضای اصلی سلول جدا شده است. یکی از ویژگی های بارز این سلول ها، عدم وجود پنجره است که حس انزوا و جدایی از دنیای بیرون را تشدید می کند. دیوارهای سلول ها اغلب پوشیده از دست نوشته های زندانیان قبلی است که شامل شعرها، تاریخ ورود و خروج، علت دستگیری، هویت زندانی، دلتنگی ها و روایات ظلم های روا رفته بر آن هاست. این دست نوشته ها، خود روایاتی از تجربه زندان در این بند مخوف هستند.
بند ۲ الف سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نیز از دیگر بازداشتگاه های امنیتی است که به دلیل کاربری و نوع زندانیانی که در آن نگهداری می شوند (عمدتاً با اتهامات امنیتی و مرتبط با سپاه پاسداران)، از حساسیت ویژه ای برخوردار است. در این بازداشتگاه ها، محدودیت های خاصی اعمال می شود که یکی از مشهورترین آن ها، لزوم تردد زندانیان سیاسی با چشم بند در خارج از سلول ها است. این تدابیر امنیتی، با هدف جلوگیری از شناسایی محیط و همچنین سایر زندانیان و بازجویان، صورت می گیرد و بر شدت فشار روانی و انزوای زندانیان می افزاید.
نقض حقوق بشر و حوادث برجسته
زندان اوین در تهران، در طول تاریخ خود، به دلیل گزارش های متعدد و مستند درباره نقض حقوق بشر، همواره مورد توجه و انتقاد سازمان های بین المللی و گروه های حقوق بشری بوده است. این اتهامات، از شکنجه و بدرفتاری تا محرومیت از درمان و اعمال فشار بر زندانیان، طیف وسیعی از نقض حقوق اساسی انسان را در بر می گیرد.
گزارش ها و محکومیت های بین المللی
سازمان های معتبری مانند عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران و گروه های حقوق بشری ایرانی، بارها زندان اوین را به دلیل اعمال خشونت، شکنجه و سایر بدرفتاری ها محکوم کرده اند. گزارش های متعددی از سوی این نهادها، روش های شکنجه ای را مستند کرده اند که شامل ضرب و شتم، شوک های الکتریکی، اعدام های ساختگی، حبس انفرادی طولانی مدت، اعترافات اجباری، محرومیت از خواب و آزار جنسی می شود.
یکی از جنبه های نگران کننده نقض حقوق بشر در اوین، انکار عمدی درمان پزشکی برای زندانیان است. مواردی مانند بدرفتاری با دانشمند زندانی، مهوش صیدال، که از جامعه بهائیان بود، نشان می دهد که محرومیت از خدمات درمانی ضروری گاهی به عنوان نوعی مجازات برای زندانیان سیاسی و عقیدتی به کار می رود. آتش سوزی زندان اوین در مهر ۱۴۰۱ نیز به شدت وضعیت آشفته زندان و ناتوانی یا بی توجهی مقامات در محافظت از بازداشت شدگان را آشکار کرد و موجی از نگرانی های بین المللی را در پی داشت.
سازمان عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر و گزارشگر ویژه سازمان ملل، بارها زندان اوین را به دلیل ارتکاب شکنجه و نقض حقوق بشر محکوم کرده اند. این محکومیت ها شامل ضرب و شتم، شوک الکتریکی، حبس انفرادی طولانی مدت و انکار عمدی درمان پزشکی می شود.
تحریم های بین المللی
این گزارش ها و شواهد گسترده نقض حقوق بشر، واکنش های بین المللی را به همراه داشته است. در ۹ خرداد ۱۳۹۷، وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا زندان اوین را به دلیل نقش آن در نقض حقوق شهروندان ایران، مورد تحریم قرار داد. بر اساس بیانیه وزارت خزانه داری آمریکا، زندانیان محبوس در اوین توسط مقامات زندان مورد ضرب و شتم، حملات فیزیکی و آزارهای جنسی قرار گرفته اند. این بیانیه همچنین به اداره برخی بندهای اوین توسط وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران اشاره کرده و بیان داشت که «مقامات ارشد همواره شکنجه و آزار زندانیان را کم اهمیت جلوه می دهند، اما به محض اتمام بازرسی های ساختگی، آزار زندانیان، از جمله زندانیان سیاسی، ادامه پیدا می کند.»
در ادامه این فشارها، در فروردین ۱۴۰۰، اتحادیه اروپا نیز سه زندان جمهوری اسلامی، از جمله زندان اوین را، به علت نقض حقوق بشر و سرکوب و کشتار معترضان در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران، تحریم کرد. همچنین، در فروردین ۱۴۰۴، اتحادیه اروپا، هدایت الله فرزادی، رئیس وقت زندان اوین، را نیز به دلیل نقش او در نقض جدی حقوق بشر تحریم کرد. این تحریم ها شامل توقیف دارایی ها و ممنوعیت ورود وی به کشورهای عضو اتحادیه اروپا می شود و نشانه ای از جدیت جامعه جهانی در مقابله با نقض حقوق اساسی انسان در این زندان است.
حوادث و وقایع مهم
تاریخچه زندان اوین سرشار از حوادث و وقایع مهمی است که هر کدام فصل جدیدی در روایت این مکان گشوده اند.
اعدام های تابستان ۱۳۶۷
یکی از تاریک ترین صفحات تاریخ اوین، اعدام های تابستان ۱۳۶۷ است که به قتل عام تابستان ۶۷ شهرت دارد. در ماه های مرداد و شهریور ۱۳۶۷، پس از فتوای روح الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی، مبنی بر اعدام مرتدین، ملحدین و دشمنان قسم خورده نظام، چندین هزار نفر از زندانیان سیاسی در زندان های اوین و رجایی شهر و دیگر زندان های سراسر ایران به جوخه اعدام سپرده شدند. حسین علی منتظری، قائم مقام وقت رهبری، به شدت به این اعدام ها اعتراض کرد که همین اعتراض منجر به عزل و تبعید خانگی وی شد.
اعتصاب غذای گسترده
در ۳۰ اسفند ۱۳۹۹، رویدادی بی سابقه در اوین رخ داد: ۲۳ مرد و ۶ زن زندانی به همراه زندانیان زندان های عادل آباد و فشافویه، با اعلام شروع سال ۱۴۰۰ خورشیدی با اعتصاب غذا، به یاد و احترام رنج های مشترک و در اعتراض به ظلم های ستمگران و به یاد گرسنگان وطن بر سفره نوروز، اعتصاب غذایی سه روزه را آغاز کردند. این اعتصاب گسترده و هم زمان، با واکنش ها و حمایت فعالان سیاسی و مدنی همراه شد و نشانه ای از مقاومت جمعی در برابر شرایط زندان بود.
اعتراض زنان زندانی
در ۶ دی ۱۴۰۲، در جریان بازدید مقامات قضایی جمهوری اسلامی از زندان اوین، تعدادی از زنان زندانی دست به اعتراض زده و با حضور در راهروی کارکنان زندان، شعارهایی علیه حکومت جمهوری اسلامی سردادند. متعاقباً، گارد زندان به ضرب و شتم زندانیان پرداخت و مقامات نیز از زندان خارج شدند. این حادثه، بار دیگر شرایط نامناسب زندانیان زن و واکنش های خشونت آمیز به اعتراضات مسالمت آمیز را به نمایش گذاشت.
هک دوربین های مداربسته
در مرداد ۱۴۰۰، گروهی موسوم به عدالت علی با هک دوربین های مداربسته زندان اوین، افشاگری گسترده ای را انجام دادند. تصاویر و ویدئوهای منتشرشده، وضعیت وخیم زندانیان، ضرب و شتم و آزار و خشونت وحشیانه مأموران زندان اوین را نشان می داد. این گروه پیامی با این مضمون بر روی مانیتورهای اتاق مانیتورینگ زندان پخش کرد: «زندان اوین لکه ننگی بر عمامه سیاه و ریش سفید رئیسی؛ اعتراضات سراسری تا آزادی زندانیان سیاسی.» این افشاگری، موجی از اعتراضات را در پی داشت و محمدمهدی حاج محمدی، رئیس وقت سازمان زندان ها، ضمن پذیرش مسئولیت و عذرخواهی، قول برخورد جدی با عوامل خاطی را داد.
پس از این نفوذ سایبری، تصاویر منتشرشده از سلول های اوین نشان می داد که برخلاف زندانیان عادی با امکانات بسیار کم، سلول حسین فریدون، برادر رئیس جمهور وقت، که به دلیل فساد مالی در زندان بود، دارای امکانات رفاهی بالایی است. این موضوع جنجال آفرین شد، اما بعدها مشخص شد تصاویر مربوط به قبل تر بوده و فریدون برخلاف قانون به مرخصی رفته بود و ادعای حضورش در زندان کذب بوده است. سازمان عفو بین الملل و وزارت خارجه آمریکا نیز پس از این افشاگری ها، خواستار بازرسی مستقل از زندان های ایران شدند و تأکید کردند که شکنجه در زندان های ایران سیستماتیک است.
آتش سوزی زندان اوین
در شب ۲۳ مهر ۱۴۰۱، در اوج اعتراضات سراسری پس از کشته شدن مهسا امینی، زندان اوین شاهد یک آتش سوزی بزرگ بود. این حادثه ابتدا با درگیری بین زندانیان آغاز شد و به سرعت به آتش سوزی و تیراندازی انجامید. به گزارش مرکز رسانه قوه قضاییه، در این حادثه چهار زندانی کشته و ۶۱ نفر مجروح شدند. در روزهای بعد، چهار نفر دیگر از مجروحان نیز جان باختند که تعداد کل کشته شدگان را به ۸ نفر رساند. مقام های حکومت ایران روایت های ضد و نقیض ارائه کردند و غلامحسین محسنی اژه ای، رئیس قوه قضاییه، «عوامل دشمن» را به دست داشتن در این آتش سوزی متهم کرد. این حادثه، ابهامات و پرسش های فراوانی را در مورد چرایی و چگونگی وقوع آن به وجود آورد و به یکی از تلخ ترین حوادث مرتبط با زندان اوین در تاریخ معاصر تبدیل شد.
حوادث گزارش شده مرتبط با حملات خارجی
برخی گزارش ها و ادعاهایی (که ماهیت رسمی و تاییدشده ندارند) از حوادث مرتبط با حملات خارجی به زندان اوین نیز در رسانه ها مطرح شده است. به عنوان مثال، در گزارش هایی به تاریخ ۳ تیر ۱۴۰۴، ادعاهایی مبنی بر حمله موشکی اسرائیل به ورودی زندان اوین در جریان جنگ ایران و اسرائیل منتشر شد. این گزارش ها حاکی از تلاش گروه هایی از خانواده های زندانیان و ساکنان محلی برای رسیدن به زندان بودند و ادعا می شد که این حمله در کنار حملات به سایر تأسیسات امنیتی ایران صورت گرفته است.
همچنین، در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵، گزارش هایی ادعایی مبنی بر فرار هدایت الله فرزادی، رئیس وقت زندان اوین، پیش از حمله هوایی اسرائیل به این زندان منتشر شد. این گزارش ها به نقل از فاکس نیوز، ادعا می کردند که سازمان اطلاعات اسرائیل از طریق واتس آپ با پسر فرزادی تماس گرفته و به او هشدار داده اند که پدرش درهای زندان را باز کند، وگرنه هدف حمله قرار خواهد گرفت. اما اداره زندان های استان تهران این ادعاها را تکذیب کرده و اعلام داشت که فرزادی در زمان حمله در داخل زندان حضور داشته و مشغول بازرسی بوده است. پس از این حملات ادعایی، زندانیان از تخلیه ای خشونت آمیز و انتقال به زندان بزرگ تهران و زندان زنان قرچک خبر دادند؛ مکان هایی که به گفته آن ها با تراکم بیش از ظرفیت، شرایط غیربهداشتی و کمبود غذا و آب آشامیدنی سالم مواجه اند. این زندانیان همچنین اعلام کردند که از دسترسی به خدمات درمانی و داروهای ضروری محروم شده اند. این روایت ها، فارغ از صحت و سقم نهایی، نشان دهنده جو بی اعتمادی و نگرانی های عمیقی است که همواره پیرامون وضعیت زندان اوین وجود داشته است.
آینده زندان اوین: طرح انتقال و تغییر کاربری
موضوع انتقال زندان اوین به خارج از شهر تهران و تغییر کاربری آن، از دهه ۱۳۸۰ شمسی مطرح شده و همواره در دستور کار مقامات و مسئولین قرار داشته است. با گسترش شهر تهران و قرار گرفتن زندان در منطقه ای که اکنون جزو بافت شهری محسوب می شود، نیاز به انتقال این مجموعه بیش از پیش احساس می شد.
دلایل متعددی برای این طرح مطرح شده است؛ از یک سو، نزدیکی زندان به مناطق مسکونی و تفریحی، مسائل امنیتی خاص خود را به همراه دارد و از سوی دیگر، ارزش بالای زمین در این منطقه، انگیزه های اقتصادی را برای تغییر کاربری آن افزایش می دهد. مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری وقت، در ۱۷ تیر ۱۳۹۶ در مجلس شورای اسلامی درباره دلایل تأخیر در این انتقال گفتگو کرد. وی با بیان اینکه موضوع انتقال زندان اوین با سایر زندان ها متفاوت است، گفت: «در داخل شهر تهران نیاز به یک بازداشتگاه بزرگ برای بازداشت موقت است، زیرا هنگام بررسی پرونده در دادسرا یا دادگاه، مدام نمی توان متخلفان را از فاصله ۴۰ کیلومتری به این مجموعه ها منتقل کرد.» این سخنان نشان می دهد که چالش اصلی در این طرح، نه تنها یافتن مکانی مناسب برای زندان جدید، بلکه تأمین نیازهای یک بازداشتگاه موقت در نزدیکی مراکز قضایی تهران است.
کارشناسان سازمان زندان ها و شهرداری تهران در جلسات مشترکی، موضوع را برای تعیین قیمت اوین و چگونگی واگذاری آن بررسی کرده اند. با این حال، با گذشت سالیان متمادی، این طرح همچنان در مراحل بحث و بررسی باقی مانده و هنوز گام عملی بزرگی برای تحقق آن برداشته نشده است. این وضعیت، نشان دهنده پیچیدگی ها و موانع متعدد اداری، مالی و امنیتی در مسیر اجرای چنین پروژه ای است.
زندان اوین در هنر و ادبیات
زندان اوین، با تمام تاریخچه پرفراز و نشیب و روایات دردناکی که از دل دیوارهایش برخاسته، منبع الهام و موضوع بسیاری از آثار هنری و ادبی در ایران و جهان بوده است. این مکان، نه تنها به عنوان یک فضای فیزیکی، بلکه به مثابه یک نماد، در ذهن و قلم بسیاری از نویسندگان، شاعران و هنرمندان جای گرفته است.
بسیاری از کسانی که دورانی از زندگی خود را در زندان اوین گذرانده اند، به خلق آثاری در همان دوران یا پس از آزادی خود پرداخته اند. این آثار، اغلب روایاتی دست اول از تجربه حبس، بازجویی، مبارزه و امید در دل یأس را ارائه می دهند. از اشعار زندان تا یادداشت ها و خاطرات، این آثار به عنوان اسنادی گرانبها از تاریخ معاصر ایران و مقاومت های سیاسی و اجتماعی شناخته می شوند.
کتاب ها و مقالات متعددی نیز درباره زندان اوین نوشته شده است. یکی از نمونه های برجسته در این زمینه، کتاب «شکنجه سفید» به قلم نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، با مقدمه ای از شیرین عبادی است. این کتاب به موضوع شکنجه سفید در زندان های ایران می پردازد و روایتگر تجربیات تلخ نازنین زاغری، نرگس محمدی، شکوفه یداللهی و آتنا دائمی و دیگر زندانیان است. این اثر نه تنها به وضعیت اوین، بلکه به عمق خشونت ها و فشارهای روانی اعمال شده بر زندانیان سیاسی و عقیدتی می پردازد و تصویری تکان دهنده از آنچه در این زندان می گذرد، ارائه می دهد. چنین آثاری به درک بهتر ابعاد انسانی و اجتماعی این زندان کمک کرده و صدایی برای کسانی شده اند که سال ها در پشت دیوارهای بلند اوین، سکوت را تجربه کرده اند.
زندانیان مشهور زندان اوین
زندان اوین در طول سالیان متمادی میزبان طیف وسیعی از شخصیت های برجسته و تاثیرگذار در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران بوده است. این فهرست، نه تنها شامل مخالفان و فعالان سیاسی، بلکه گاهی شامل مقامات سابق و افراد مرتبط با پرونده های امنیتی و اقتصادی نیز می شود. حضور این چهره ها، هر یک به نوعی، بر اهمیت و جایگاه ویژه زندان اوین در روایت های تاریخی افزوده است.
در دوران پیش از انقلاب ۱۳۵۷، زندان اوین محل حبس شخصیت هایی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی (از روحانیون برجسته و بعدها رئیس جمهور)، مسعود رجوی (رهبر سازمان مجاهدین خلق)، خسرو گلسرخی (شاعر و مبارز مارکسیست که در سال ۱۳۵۲ اعدام شد)، و احمد مفتی زاده (روحانی و اندیشمند اهل سنت) بود. این اسامی، گواه بر تنوع ایدئولوژیکی زندانیان سیاسی در آن دوران هستند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در دوران جمهوری اسلامی، فهرست زندانیان مشهور اوین گسترده تر شد. این فهرست شامل فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه نگاران، وکلای حقوق بشر، اقلیت های مذهبی و حتی مقامات سابق می شود:
- نلسون ماندلا: (زندانی نمادین – اشاره به شهرت اوین در سطح جهانی و تشبیه به زندان های معروف)
- نرگس محمدی: فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل
- نازنین زاغری رتکلیف: شهروند ایرانی-بریتانیایی، متهم به جاسوسی
- عبدالفتاح سلطانی: وکیل حقوق بشر
- آتنا دائمی: فعال مدنی و حقوق بشر
- صادق قطب زاده: اولین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی که اعدام شد
- عباس امیرانتظام: از اولین زندانیان سیاسی پس از انقلاب
- مهدی کروبی و میرحسین موسوی: از رهبران جنبش سبز (در بازداشت خانگی، اما مرتبط با فضای سیاسی اوین)
- حسین فریدون: برادر رئیس جمهور سابق، حسن روحانی (پرونده فساد مالی)
- امید کوکبی: دانشجوی فیزیک متهم به جاسوسی
- محمدعلی طاهری: بنیانگذار عرفان حلقه
- سهیل عربی: وبلاگ نویس و فعال مدنی
- گلرخ ایرایی: فعال حقوق بشر و همسر آرش صادقی
- آرش صادقی: فعال سیاسی و مدنی
- شهریار شمس: فعال سیاسی و زندانی عقیدتی
این فهرست تنها نمونه ای کوچک از هزاران نفر است که نامشان با زندان اوین در تهران گره خورده است. هر یک از این افراد، روایتی منحصر به فرد از تجربه خود در این زندان داشته اند که به تاریخ پر فراز و نشیب این مجموعه و تاریخچه زندان اوین ابعاد بیشتری می بخشد.
نتیجه گیری
زندان اوین در تهران، فراتر از یک سازه بتنی، به نمادی از تاریخ پرچالش و پرتناقض معاصر ایران بدل شده است. از دوران پهلوی به عنوان یک مرکز امنیتی تحت نظارت ساواک تا تبدیل آن به کانون حبس زندانیان سیاسی و امنیتی در جمهوری اسلامی، اوین همواره در کانون توجهات داخلی و بین المللی قرار داشته است. روایات متعددی از درون دیوارهای بلند آن برخاسته که حکایت از مقاومت های سترگ، مبارزات بی امان و در عین حال نقض گسترده حقوق بشر، شکنجه و سرکوب دارد. از اعدام های دهه ۵۰ شمسی تا قتل عام ۱۳۶۷، از اعتصاب غذاهای جمعی تا هک دوربین های مداربسته و آتش سوزی های دلخراش، هر واقعه فصلی جدید بر تاریخ دردناک این زندان افزوده است.
اوین نه تنها در سیاست و تاریخ، بلکه در هنر و ادبیات نیز جایگاهی ویژه یافته و الهام بخش خلق آثار بسیاری بوده است که تلاش دارند صدای زندانیان را به گوش جهانیان برسانند. با وجود طرح های مکرر برای انتقال این زندان از محدوده شهری تهران، هنوز این مهم محقق نشده و اوین همچنان با ابهامات و چالش های فراوان در مورد آینده و نقش خود در دستگاه قضایی و امنیتی کشور روبروست. در نهایت، درک ابعاد مختلف زندان اوین، نیازمند نگاهی عمیق و بی طرفانه به تاریخ، سیاست و حقوق بشر در ایران است. این زندان به ما یادآوری می کند که مبارزه برای آزادی و عدالت، در دل سخت ترین شرایط نیز ادامه دارد و لزوم بررسی مستمر وضعیت حقوق بشر در این مکان و تمامی زندان ها، همواره یک ضرورت حیاتی است.